ستارگان قتل عام‌شده‌ی تابستان ۶۷ اخگرانی‌اند که از باد و باران و آفتاب زمانه‌ها گزند نديده‌اند. حقيقت‌هاي شاهد تاريخ يك ملت، هرگز خاموشي نمي‌پذيرند و حياتي پویا در حافظه‌ی جمعی و ملی دارند.

 قتل عام تابستان ۶۷ كابوس هميشه بيدار سلطه‌ی خميني و مرده‌ريگ كنوني‌اش بوده است. بسيار تلاش كردند وقايع پشت پرده و واقعيت‌هاي زندان و ميزان جنايات حكومت، از همه‌كس ــ حتي از مقامات و نمايندگان ريزه‌خوار حاكميت ــ پنهان بماند. بايد يقين نمود که حجم جنايت در دهه‌ی ۶۰ و به‌طور خاص در مورد قتل عام تابستان ۶۷، در درون حاكميت نيز مكتوم و مخفي مانده و مهر ستاره‌دار محرمانه خورده است.

دور گردون اما خون بيدار و حيات مرگ‌ناپذير قتل عام‌شدگان ۶۷ را در جای‌جای ایران‌زمین افشانده است. طنین جنبش دادخواهی علیه آن جنایت سراسری، کماکان هم‌چون موجي محكم و پرمهابت، كشتي ولايت را تعقیب می‌کند.  

 

تاریخ چهار دهه‌ی اخیر ایران گواهی می‌دهد که از ۳۰ خرداد ۶۰ تا تیرماه ۱۳۷۸ که جنبش دانشجویی علیه تمامیت‌خواهیِ ولایی ــ آخوندی خروشید، نبرد همه‌جانبه‌ی آزادی در برابر استبداد، توسط زندانیان سیاسیِ مجاهد و مبارز در زندان‌های سراسر ایران جریان داشت. در عرصه‌های سیاسی و نظامی و بین‌المللی هم نبرد اصلی میان مجاهدین خلق ایران و دیکتاتوری ملایان بوده است. 

 

آنک قتل عام‌شدگان ۶۷ به شاهدان همراه، به بازماندگان راه و به نسل‌های پس از خود ندا دا‌ده‌اند كه «مي‌نخسبد خون من».  سرداران آزادي، هزار هزار از ميدان‌هاي تيرباران، از تيرك‌های‌ سالن‌هاي اعدام، از بالاي جرثقيل‌هاي «دار» و از دشت خاوران و فلات ايرانزمين به کاشانه‌ی وجدان بیدار نسل ضد ارتجاع و دیکتاتوری هجرت کردند. آنان بودند که روزبه‌روز مشغول کشت دانه‌های خیزش و قیام در دانشگاه‌ها، مدارس، خانه‌ها، خیابان‌ها و میدان‌ها شدند. 

 

هیچ دیکتاتوری در طول تاریخ نبوده است که استمرار، تکثیر، سیالیت و بالندگیِ خون آزادی و عدالت‌خواهی را درک کرده باشد. خمینی هرگز نمی‌توانست تصور کند که از فتوای سیاسی ــ مذهبیِ او برای قتل عام زندانیان سیاسی، چه قیام‌های گسترش‌یافته‌تر از ۳۰ خرداد ۶۰ برای دادخواهیِ علیه جنایات دهه‌ی ۶۰ و کشتار تابستان ۶۷ برپا خواهد شد. 

 

این شهیدان قتل عام ۶۷ بوده‌اند كه از خانه، از بام، از گلو و از ناي خلق‌شان ندا سرداده‌اند که جلادان باید حساب پس بدهند؛ همان پاسداران و چماقداران و كميته‌چي‌هايي كه در شب‌هاي سال‌های دهه‌ی ۶۰ و تابستان ۶۷ هزار‌هزار انسان شيفته‌ی آزادي و فرزانگان ايرانزمين را بدون داشتن حق قانوني دفاع و داشتن وكيل، به رگبار و به طناب دار مي‌بستند.

اكنون شهيدان‌اند كه از زندان‌ها و از خاوران‌های سراسر ايران برخاسته‌اند و با حافظه‌ی تاريخي ملت‌شان به نبرد با جلادان حاكميت ولايت فقيه در تک‌تک قیام‌ها پرداختند.  

 

اکنون ۳۸ سال است که نبرد و هم‌آوردیِ شهيدان قتل عام ۶۷ و شهیدان ۶ قیام بزرگ با جلادان ولایی ــ آخوندی، یک روز هم متوقف نشده است؛ نبردي كه خمینی و سپس خامنه‌ای هرگز به تداوم روزبه‌روز داخلی و جهانیِ جنبش دادخواهی و قیام‌های پیوسته به‌هم‌ فكر نكرده بودند. 

آري، نبرد مداوم ستارگان ۶۷ در سراسر ایران با جلادان بوده است كه چكاچك آن به گوش قیام‌آفرینان از ۷۸ تا ۱۴۰۴ رسيده است و تا دادخواهیِ نهاییِ وجدان بیدار و ملی ایران‌زمین، ادامه خواهد داشت. 

 تیر ۱۴۰۵